خبرهای ویژه

rahbari
» زنان مجاهد در طول تاریخ » فرزندم را برای دفاع از انقلاب و اسلام داده ام

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۱/۰۵ - ۱۷:۳۳

 کد خبر: 13355
 31 بازدید

فرزندم را برای دفاع از انقلاب و اسلام داده ام

ماهوزر احمدی ، مادر شهید منوچهر ذوالفقاری یکی از ۴۵۰ شهید والامقام شهرستان بیجار است که ۸۶ بهار از زندگی خود را طی کرده و همچنان نام فرزند دلبندش اول و آخر کلامش است.

 

شهید، زیباترین زخم بر پیکر هستی و «شهادت» زیباترین غزلی است که از لبهای سرخ حقیقت می‌تراود. شهادت بیداری را معنا می‌کند و بینایی را شفاف می‌سازد ، در آستانه بزرگترین رویداد فرهنگی استان کردستان یعنی کنگره ملی ۵۴۰۰ شهید والامقام استان کردستان ، کوچه پس کوچه های محله فرحی را برای دیدن مادر شهید منوچهر ذوالفقاری طی کردم ، آونگ دروازه قدیمی منزل شهید را زدم، عروس خانه با روی گشاده درب خانه را به رویمان باز کرد ، بعد از معرفی خودم وارد خانه شدم ، خانه ای قدیمی که در دیوار رنگ روی رفته آن حکایت های زیادی از غم غربت در این خانه داشت.
در بدو ورود به اتاق پیرزنی را دیدم که مشغول خوردن داروهایش بود ، چین و چروک صورتش حکایت از طی کردن زندگی طاقت فرسا را داشت که برای گذر از آن جوانیش را فدا کرده بود.
ماهوزر احمدی ، مادر شهید منوچهر ذوالفقاری یکی از ۴۵۰ شهید والامقام شهرستان بیجار است که ۸۶ بهار از زندگی خود را طی کرده و همچنان نام فرزند دلبندش اول و آخر کلامش است.

شهید منوچهر ذوالفقاری در بهار سال ۱۳۳۹ در فصل رویش گل های بهاری در روستای قشلاق نوروز از توابع دهستان خسروآباد بیجار گروس دیده به جهان گشود و در تاریخ ۲۳ تیرماه سا ۱۳۶۱ بعد از ماه ها پاسداری از اسلام و انقلاب به همراه همرزمش اکبر خدایی در روستای ظفرآباد دیواندره در درگیری با ضد انقلاب به شهادت رسید .
مادر شهید اظهار داشت: منوچهر شش ماه بیشتر نداشت پدرش دار فانی را وداع گفت و خدا خواست تا او را با یتیمی بزرگ کنم ، به دلیل محرومیت و فقر مالی منوچهر نتوانست برای یادگیری علم و دانش به مدرسه برود و خیلی زود تن به کار کردن برای تامین مخارج خانه داد.
وی بیان داشت: منوچهر ۱۸ سال سن داشت که انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) به پیروزی رسید و در همان روزها برای دفاع از انقلاب نوپای به رهبری امام خمینی (ره) به پا خواست و همراه برخی افراد روستا برای شرکت در محافل دینی به شهر می رفت.
مادر شهید ذوالفقاری از خصوصیات اخلاقی فرزندش برایمان تعریف میکند و می گویید : منوچهر خیلی مهربان بود و با همه با اخلاق نیکو سخن می گفت و دوست نداشت کسی از دستش برنجد
این مادر ۸۶ ساله با اشک هائی که در چشمانش حلقه بسته بود ، ادامه داد: منوچهر هنگامی که شنید گروهک های ضد انقلاب در استان کردستان مردم را اذیت می کنند به عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و راهی بیجار شد.
وی بیان داشت: وقتی گروهک های ضد انقلاب جنگ داخلی به راه انداختن و از سویی جنگ تحمیلی هم آغاز شده بود ، منوچهر می گفت امروز مرزهای کشور مورد تجاوز دشمن قرار گفته و دشمنان داخلی همراه آنها به مردم خیانت می کنند .آیا می شود در خانه ماند در حالی که اسلام در خطر است و همیشه می گفت چه جوان باشی چه پیری روزی مرگ به سراغت می آید و چه بهتر که انسان با عزت در راه خدا به شهادت برسد .

مادر شهید با اشک هائی که مانند مروارید غلتان بر صورت چروکیده اش جاری بود ، بیان داشت:منوچهر عاشق شهادت در راه خدا بود و بالاخره پس از ماه ها پاسداری از انقلاب و اسلام در ۲۳ تیرماه سال ۱۳۶۳ به همراه همرزمش شهید اکبر خدایی در روستای ظفرآباد دیواندره در درگیری با ضد انقلاب به شهادت رسید و پیکرش را پس از تشییع در روستای محل تولدش به خاک سپردیم.
در حالیکه نگاشتن بر صفحه سفید کاغذ با دیدن اشک های مادر شهید برایم سخت شده بود از او پرسیدم چه انتظاری از مسئولان دارید ، مادر شهید ذوالفقاری پاسخ داد من فرزندم را برای امام حسین(ع) و این آب و خاک تقدیم خدا کرده ام و تنها خواسته ام این است که تنهایم نگذارند و به من سر بزنند.

وی گفت: با دیدن بچه های سپاه و بنیاد شهید که گاهی به من سر می زنند خیلی خوشحال می شوم و انگار منوچهر خودم را می بینیم و از مسئولان می خواهم بیشتر به فکر خانواده شهدا باشند.
با دعای خیر مادر شهید، منزل وی را ترک کردم و برای چندمین بار در عرصه خبرنگاری قلمم را با نوشتن سخنان مادر شهید بیمه کردم و خداوند سبحان را شکر گزار این نعمت هستم.

 

منبع : پیشمرگ روح الله


برچسب ها : , , , , , ,
دسته بندی : زنان مجاهد در طول تاریخ
ارسال دیدگاه